گفت : " مادر را چرا کشتی ؟ "
گفت : " چیزی دیدم لایق نبود ."
گفت : " آن بیگانه را می بایست کشتن . "
گفت : " هر روز یکی را کشم ؟ "
* * *
سخن به قدر مستمع می آید . چون او نکشد ، حکمت نیز برون نیاید . چندان که می کشد و متغذی می شود ، حکمت فرو می آید . و اگر نه ، گوید " ای عجب ! چرا سخن نمی آید ؟ "
جوابش گوید " ای عجب ! چرا نمی کشی ؟ "
آن کس که تو را قوت ِ استماع نمی دهد ، گوینده را داعیه گفت نمی دهد .
* * *
غفلت عمارت و آبادانی ها انگیزاند . آ خر ، این طفل از غفلت بزرگ می شود و درازمی ـ
گردد و چون عقل ِ او به کمال می رسد ، دیگر دراز نمی شود . پس موجب و سبب عمارت ، غفلت است . و سبب ِ ویرانی هشیاری ست .
* * *
" مقالات مولانا "